گنج

شمارهٔ ۲ - فی نعت النبی علیه الصلوة و السلام

ای برده ز آفتاب به وجه حسن سبققرص قمر به معجز حسن تو گشته شق
تابی ز عکس طلعت و تاری ز طره اتصبح اذا تنفس لیل اذا غسق
بر هر که تافت پرتو انوار عزتتشد سرخروی در همه آفاق چون شفق
جسمت نداشت سایه و الحق چنین سزدزیرا که بود جوهر پاکت ز نور حق
زینسان که شد کلام تو دیباچه کمالبا منطق تو ناطقه را کی رسد نطق
در بزم احتشام تو سیاره هفت جاموز مطبخ نوال تو افلاک نه طبق
بر دفتر جلال تو تورات یک رقموز مصحف کمال تو انجیل یک ورق
گل را زمانه از عرق عارضت گرفتبر عکس آنکه گیرند اکنون ز گل عرق
جامی کجا و نعت تو اما به کلک شوقبر لوح صدق زد رقم کیف مااتفق