شمارهٔ ۹۱۹
بگشای ساقیا به لب شط سر سبویوز خاطرم کدورت بغدادیان بشوی
مهرم به لب نه از قدح می که هیچ کسز ابنای این دیار نیرزد به گفت و گوی
از ناکسان وفا و مروت طمع مداراز طبع دیو خاصیت آدمی مجوی
در راه عشق زهد و سلامت نمی خرندخوش آن که با جفا و ملامت گرفت خوی
عاشق که نقب زد به نهان خانه وصالدارد فراغتی ز نفیر سگان کوی
بی رنگی است و بی صفتی وصف عاشقاناین شیوه کم طلب ز اسیران رنگ و بوی
جامی مقام راستروان نیست این زمینبرخیز تا نهیم به خاک حجاز روی