گنج

شمارهٔ ۸۰۶

چون به مسجد بینمت ای قبله من روی توپشت بر محراب خواهم روی در ابروی تو
در نمازم دل به سوی توست و رو در قبله گاهوه چه خوش بودی اگر رو نیز بودی سوی تو
بر مسلمانان ببخشا و مبین هر سو که شدصد صف طاعت خراب از غمزه جادوی تو
روی تو پیش نظر من جای دیگر در سجودسر نمی یارم برآوردن ز شرم روی تو
گشته خلق از هر طرف مشغول تسبیح و دعامن نهانی می کنم با خویش گفت و گوی تو
پست شد آهنگ قد قامت مؤذن را چو دیدشیوه قد بلند و قامت دلجوی تو
هر که را بینی به جایی روی طاعت بر زمینجامی و رخساره زردی و خاک کوی تو