شمارهٔ ۷۵۵
ای غمت شادکامی دل منوز غمت پر تمامی دل من
شد به عشق تو در جهان بدناماین بود نیکنامی دل من
صرف سودای زلف و خال تو شدنقد عمر گرامی دل من
گرد رخ دور خط مشکینتهست طوق غلامی دل من
زود بگذشت در رهت ز دو کونبنگر تیزگامی دل من
می برد مهر خامی از میوهبرد مهر تو خامی دل من
از هجوم سموم گردش دهرشعر جامی ست حامی دل من