شمارهٔ ۵۶۶
سروی ست قامت تو ز بستان اعتدالسر تا قدم لطیف تر از پیکر خیال
روح مقدس است که سلطان قدرتشتشریف داد خلعتی از عالم مثال
نی روح اقدس است که از موطن بطونبنموده در جمیل ترین مظهری جمال
آن نور پاک ظاهر و شخص تو مظهر استباشد میان ظاهر و مظهر دویی محال
فرقی به جز تقید و اطلاق یافتننتوان میان ظاهر و مظهر به هیچ حال
زانت برم سجود که آن نور لم یزللایح بود ز لوح جمال تو لایزال
غیر از تو کیست مقصد جامی و مطلبشیا مقصدی هلم و یا مطلبی تعال