شمارهٔ ۵۵۷
دل به زمین بوس درت شد مثلوفقه الله لخیر العمل
زان همه شادی که به دل داشت جایشد غم و اندوه تو نعم البدل
بوسه ای از لعل تو کردم سوالچند تعلل بعسی و لعل
بوسه گرفتم که نه حد من استیک دو سه دشنام بده لااقل
باد قضا طاعت چل ساله امپیش رخت قبل قضاء الاجل
خاص که بی خاصیت عاشقی ستعام کالانعام بود بل اضل
جامی امید سر زلف تو داشتگفتمش ایاک و طول الامل