گنج

شمارهٔ ۵۳۶

ای ذات تو از صفات ما پاککنه تو برون ز حد ادراک
هم از تو منیر شمع انجمهم از تو بلند قصر افلاک
آدم به تو شد مکرم ار نهپیداست مقام ذره خاک
از مهر تو هر سپیده دم چرخدراعه نیلگون زند چاک
پرورده ابر رحمت توستهمچون گل و لاله خار و خاشاک
در صیدگه دلاورانتارواح قدس شکار فتراک
راهی ست پر از خطر ره عشقآنجا همه رهزنان بی باک
بی بدرقه عنایت تونتوان شد ازان ره خطرناک
یارب به کمال آن که داردبر کسوت جان طراز لولاک
کز جام صفا و خم وحدتدر بزم مجردان چالاک
آن باده حواله کن به جامیکز وصمت هستیش کند پاک