گنج

شمارهٔ ۵۰۵

بنمای رخ و رشک پری خانه چین باشبا روی چنان ماه همه روی زمین باش
با ما به دل و جان مکن ای جان و جهان صلحدل بردی و جان نیز کنون از پی دین باش
ای سوخته صد ره دلم از داغ جداییبا عاشق دل سوخته خود به ازین باش
پیوسته جفا خوش نبود بلکه وفا نیزگه بر سر مهر آی و گهی در پی کین باش
چون من تو شدم بس که به دل نقش تو بستمخواهی تو جدا شو ز من و خواه قرین باش
ماییم و همین عاشقی و لذت دیدارزاهد تو برو در طلب خلد برین باش
جامی قدم از تخت جم و مسند جمشیدبرتر نه و در کوی بتان خاک نشین باش