گنج

شمارهٔ ۴۷۵

جام لعلش نگر از باده گلرنگ مپرسناله من شنو از زمزمه چنگ مپرس
جلوه شاهد گل بین سحر از حجله نازموجب ناله مرغان شباهنگ مپرس
نام من مایه ننگ است به جایی که منمقصه نام مگو قاعده ننگ مپرس
تنگدستان تو را کام دل اندر غیب استسر این نکته به جز زان دهن تنگ مپرس
عاشق کام طلب را ز غم و درد مگویمطرب بزم نشین را ز صف جنگ مپرس
بادپایان نتوانند ره عشق سپردقطع این مرحله از بارگی لنگ مپرس
جامی امید وصول حرم ار هست تو راراهی می بین و قدم می زن و فرسنگ مپرس