شمارهٔ ۴۷۱
آن دو رخ را جامع آیات زیبایی شناسخوبرویان کرده زانجا آیت حسن اقتباس
حال چاک سینه کاندر خرقه می دارم نهانفاش خواهم گفت ازین پس چند پیچم در لباس
پاس انفاس است می گویند شرط راه عشقجان فدای راهدانی کین نفس را داشت پاس
مزرع عمر مرا شد گوییا وقت دروکز خیال ابرویت خم گشت قد من چو داس
گر بنای توبه ویران شد بحمدالله که هستمحکم از خشت سر خم قصر عشرت را اساس
با لباس فقر ناید خلعت شاهی درستزشت باشد جامه نیمی اطلس و نیمی پلاس
کم شنو آوازه طاس فلک جامی که بودآن همه رسوایی کنعانیان ز آواز طاس