شمارهٔ ۴۳۵
روزه چون می داری ای شیرین پسرکز دو لب بینم دهانت پرشکر
ماه روزه گر خوری شکر چه باکنیست روزه ماه من بر ماه و خور
مردمان در روزه و عشاق راهر دم از دیدار تو عید دگر
روزه داران بین همه مشتاق عیدمن به وصلت از همه مشتاق تر
تا دهان بستم به روزه از خدایخواهم آن حلوای لب شام و سحر
روزه داران را نیامد ماه عیدبا وجود ابروانت در نظر
هر نماز شام جامی بی لبتمی گشاید روزه از خون جگر