گنج

شمارهٔ ۴۲۸

ماه نو بر شکل جام آمد نماز شام عیدیعنی از جام طرب خالی مباش ایام عید
کرد یک بار دگر عید از مه نو جام دورمی پرستان سرخوشند امشب ز دور جام عید
خوان کم خواران ماه روزه را برداشتندباد باقی مجلس رندان دردآشام عید
عید بر هر کس گشاد از خمکده ابواب فیضزاهد مغرور و محرومی ز فیض عام عید
می رساند نی که ماه روزه صامت گشته بوداز لب مطرب به گوش عاشقان پیغام عید
گشته بودم خشک همچون زاهد از امساک صومساخت ساقی تازه ام از رشحه انعام عید
وام کن جامی به بزم عید وجه می که هستطوق حشمت گردن اهل کرم را وام عید