شمارهٔ ۳۹۱
لبم از خاک پات می گویدتشنه ز آب حیات می گوید
هر که محراب ابروان تو دیدعجلوا بالصلوة می گوید
عقده زلف پیچ پیچ تو راخرد از مشکلات می گوید
زایر کعبه را مقیم درتکافر سومنات می گوید
زاهد از ورد خویش می نازدصوف از واردات می گوید
مست عشق تو ورد و وارد راحیله و ترهات می گوید
جامی از ترهات بسته زبانسخن از طره هات می گوید