شمارهٔ ۲۹۷
چو ترک سرکش من پای در رکاب کندکرشمه بر مه و جولان بر آفتاب کند
فراز خانه زین جا نکرده گرم هنوزهزار خانه صبر و خرد خراب کند
چگونه لذت تیغش چشم که در دم قتلز حلق تشنه گذر تیزتر ز آب کند
من از تصور نادیدنش همی میرمنعوذ بالله اگر روی در نقاب کند
خراب عشوه آن تندخوی بدکیشمکه گاه عشوه و گه ناز و گه عتاب کند
به باده بهر حریفان چو مجلس آرایدنخست ز آتش غیرت دلم کباب کند
اگر به مرتبه جامی به شیخ جام رسدکجا به دور لبش توبه از شراب کند