گنج

شمارهٔ ۲۶

خدای خیر دهاد آن جوان رعنا راکه وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را
کرشمه های غزالان مست می بخشدفراغت از دو جهان عاشقان شیدا را
چه سود پند کسان چون نمی برد ز دلمهوای قد دلارای و روی زیبا را
شرار سینه مجنون ز آتش لیلیکباب ساخته همه آهوان صحرا را
سجود خاک درت بردنم تمنا بودبه خاک می برم امروز این تمنا را
به دیده سوی تو آیم که از سر پاکانبه رهگذار تو جا نیست بر زمین پا را
هلاک جامی دلخسته خواست آن کآراستبه شکل و شیوه سواران سرو بالا را