گنج

شمارهٔ ۲۴۹

در بزم ما که می رود از نقل و جام بحثای محتسب مکن ز حلال و حرام بحث
زان زلف و رخ که حجت دور و تسلسل استباشد میان اهل نظر صبح و شام بحث
زان ماجرا که باده فرو ریخت از لبتهر دم رود میان صراحی و جام بحث
منعم کنی ز رخ که بگو ترک بحث وصلتا منع وارد است نگردد تمام بحث
با زاهد فسرده مگو شرح سر عشقاز نکته های خاص مکن پیش عام بحث
از لعل توست این همه غوغای ما بلیاز می رود به مجلس مستان مدام بحث
جامی حدیث لعل لبش گوی اگر کندبا منطق تو طوطی شیرین کلام بحث