گنج

شمارهٔ ۲۳

به کعبه گر ننمایی جمال خود ما راز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را
به دور حسن تو از مهره وفا پرداختمشعبد قدر این حقه های مینا را
ز شوق طوق سگان در تو گردانندمسبحان فلک سبحه ثریا را
به ترک عشرت امروز چون کنم که کسیضمان نمی شود از من حیات فردا را
مریض آن لبم ای ناله چون رسی به فلکبپرس شرح مداوای من مسیحا را
کناره کن ز جهان تا رسی به مامن عشقبه کوه قاف طلب آشیان عنقا را
حریم میکده جامی مقام پاکان استداغ زرق بشو خرقه مصلا را