بخش ۸۷ - مناجات در انتقال از صدق به اخلاص
ای ز نورت علم صبح سفیدصادقان را به تو خوش صبح امید
ما چو صبح از تو به صدقیم علمجز به مهرت ز ازل نازده دم
تا به کی جامه جان چاک زنیمعلم صدق بر افلاک زنیم
انجم اشک چو گردون ریزیمچون شفق اشک به خون آمیزیم
تاب مهری به دل ما افکنتا شود زان نفس ما روشن
برسانیم به روشن نفسیناکسان را به مقامات کسی
هست در کشمکش نفس نژندجامی از ناکسی خود گله مند
مده از گرم روان واپسیشبرهان از کسی و ناکسیش
گرچه راهی به خطا پیمودهاز عمل های ریاآلوده
به خلاصی ز ریا خاصش کنحلقه کوب در اخلاصش کن