گنج

بخش ۱۶ - عقد سیم در کلام منظوم که ان من الشعر لحکمة عبارتیست از حکمت آمیزی او و ان من البیان لسحرا اشارتیست به سحرانگیزی او

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)۴۰ بیت
ای به هر شاهد موزون مفتونحالت از مشک خطان دیگرگون
هیچ شاهد چو سخن موزون نیستسر خوبی ز خطش بیرون نیست
صبر ازو صعب و تسلی مشکلخاصه وقتی که پی بردن دل
کشد از وزن به بر خلعت نازکند از قافیه دامانش طراز
پا به خلخال ردیف آرایدبر جبین خال خیال افزاید
رخ ز تشبیه دهد جلوه ماببرد عقل صد افتاده ز راه
مو به تجنیس ز هم بشکافدخالی از فرق دو گیسو بافد
لب ز ترصیع گهر ریز کندجعد مشکین گهرآویز کند
چشم از ابهام کند چشمک زنفتنه در انجمن وهم فکن
بر سر چهره نهد زلف مجازشود از پرده حقیقت پرداز
چو بدین شکل به صد غنج و دلالرو نماید ز شبستان مقال
گوش را حامله در سازدصدف آسا ز گهر پر سازد
چشم را خرمن عنبر بخشدبه طبق غالیه تر بخشد
گه به تحمید شود نغمه سرایگه ز توحید شود عقده گشای
گاه در صومعه خوشحالاننکته گوید به لب قوالان
صوفی جان و جهان کرده وداعگیرد از نکته او راه سماع
گاه دمساز شود با نی و چنگدر خرابات برآرد آهنگ
مطرب مجلس مستان گرددرهزن باده پرستان گردد
گاه غمنامه عاشق خواندپیش معشوق موافق خواند
بر دلش تازه کند عهد قدیمسازدش در حرم لطف مقیم
گه کند پرده معشوقی سازدهد از پرده معشوق آواز
پرده عاشق بیدل بدردپرده سان بر در معشوق برد
ما که از سحر سحر سازی اووز شب شعبده پردازی او
غرق دریای تفکر شده ایمتک نشین چون صدف در شده ایم
قوت جان قوت دل زو یابیمگل درین مرکز گل زو یابیم
کحل دولت ز در او جوییمنیست عیب از هنر او گوییم
گرچه بر بی هنران پرده در استچشم بد دور که یکسر هنر است
ورچه جوینده هر نایابینکشد لب ز چنین جلابی
آن پر از جوهر قرآن مشتشزان نیالوده به آن انگشتش
تا نه خلقی به گمان درمانندکین دو گوهر مگر از یک کانند
بسمله تاج سر قرآن استزانکه سنجیده بدین میزان است
وزن اگر موجب نقصان بودیحرف موزون نه ز قرآن بودی
گر شکستی نشد از شعر درستآن نه از وزن ز بی وزنی توست
چند باشی به زبان بیهده سنجکشی از دست زبان بیهده رنج
شعر آبیست ز سرچشمه دلسر چشمه شده آلوده به گل
گر نه سرچشمه ز گل پاک شودچه عجب ز آب که گلناک شود
بایدت در سخن آسودگییپاک کن دل ز هر آلودگیی
تا درین مرحله مشغله ناکپاک خیزد گهرت از دل پاک
پاکبازان همه خاک تو شوندخازن گوهر پاک تو شوند
قدسیان طوف دیار تو کنندتحفه نور نثار تو کنند