گنج

بخش ۵ - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)۲۵ بیت
ای علم هستی ما با تو پستنیست به خود هست به تو هر چه هست
ذات تو هم هستی و هم هست کنهست کن عالم نوی و کهن
هست تویی هستی مطلق توییهست که هستی بود الحق تویی
هر چه نه هستی به سرای مجازباشدش البته به هستی نیاز
آنچه نه محتاج به کس هستی استبر همه کس زانش زبردستی است
نام و نشانت نه و دامن کشانمی گذری بر همه نام و نشان
پست و بلند از کرمت بهره مندبا تو یکی نسبت پست و بلند
با همه چون جان به تن آمیزناکپاک ز آلایش ناپاک و پاک
چشم مشبه ز جمال تو کورعقل منزه ز کمال تو دور
ناقه تنزیه چو تنها فتادپای ز معموره به صحرا نهاد
حادی تشبیه چو محمل براندرفت به معموره و در گل بماند
ای ز تو معموره و صحرا همهبود تو هم بی همه هم با همه
در تو نیند این دو صفت جز به همچون ننمایند تجاوز به هم
هست ز تنزیه تو تشبیه تونیست جز این غایت تنزیه تو
نور بسیطی و غباریت نیبحر محیطی و کناریت نی
نیست کناریت ولی صد هزارگوهرت از موج فتد بر کنار
موج تو بود آن که شدی جلوه گردر خود و بر خود به هزاران صور
در تتق ذات تو هر سر که بودروی در آیینه علمت نمود
صورتشان عکس نما شد ز ذاتذات ز تکرار صور شد ذوات
انجمن جمع همه عالم استرونق آن انجمن از آدم است
با تو خود آدم که و عالم کدامنیست ز غیر تو نشان غیر نام
گرچه نمایند بسی غیر تونیست درین عرصه کسی غیر تو
کیست به پیدایی تو در جهانمانده ز پیدایی خویشی نهان
تو همه جا حاضر و من جا به جایمی زنم اندر طبلت دست و پای
چون فتم از پای مرا دستگیرانت نصیری و الیک المصیر