گنج

بخش ۷۵ - در بیان آنکه مقصود از اینها که مذکور شد چیست

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۳۶ بیت
صانع بی‌چون چو عالم آفریدعقل اول را مقدم آفرید
دَه بوَد سلک عقول ای خرده‌دانوان دهم باشد مؤثر در جهان
کارگر چون اوست در گیتی تمامعقل فعالش ازان کردند نام
اوست در عالم مفیض خیر و شراوست در گیتی کفیل نفع و ضر
نیستش پیوند جسمانی و جسمگنج او مستغنی آمد زین طلسم
او به ذات و فعل خود زینها جداستکرد بی‌پیوند اینها هر چه خواست
روح انسان زادهٔ تأثیر اوستنفس حیوان سخرهٔ تدبیر اوست
زیر فرمان وی‌اند اینها همهغرق احسان وی‌اند اینها همه
او شه فرمانده است و دیگرانزیر فرمان وی از فرمانبران
چون به نعت شاهی او آراسته‌ستراهدان از شاه او را خواسته‌ست
بر جهان فیضی که از وی می‌رسدبر وی از بالا پیاپی می‌رسد
پیش دانا راهدان بوالعجبفیض بالا را حکیم آمد لقب
روح پاکش نفس گویا گشته اسمزاده زین عقل است بی‌پیوند جسم
هست بی‌پیوندی جسمش مرادآن که گفت این از پدر بی‌جفت زاد
زاده‌ای بس پاکدامان آمده‌ستنام این زاده سلامان آمده‌ست
کیست ابسال این تن شهوت‌پرستزیر احکام طبیعت گشته پست
تن به جان زنده‌ست و جان از تن مدامگیرد از ادراک محسوسات کام
هر دو زان رو عاشق یکدیگرندجز به جبر از صحبت هم نگذرند
چیست آن دریا که در وی بوده‌اند؟وز وصال هم در او آسوده‌اند‌؟
بحر شهوت‌های حیوانی‌ست آنلجه لذات نفسانی‌ست آن
عالمی در موج او مستغرقندواندر استغراق او دور از حقند
چیست آن ابسال در صحبت قریب‌؟وان سلامان ماند از وی بی‌نصیب
باشد آن تأثیر سن انحطاططی شدن آلات شهوت را بساط
کرده جا محبوب طبع اندر کنارو‌آلت شهوت فرومانده ز کار
چیست آن میل سلامان سوی شاه‌؟وان نهادن رو به تخت عز و جاه‌؟
میل لذت‌های عقلی کردن استرو به دار‌الملک‌ِ عقل آوردن است
چیست آن آتش‌؟ ریاضت‌های سختتا طبیعت را زند آتش به رخت
سوخت زان آثار طبع و جان بمانددامن از شهوات حیوانی فشاند
لیک چون عمری به آتش بود خویگه‌گهش درد فراق آمد به روی
زان حکیمش وصف حسن زهره گفتکرد جانش را به مهر زهره جفت
تا به تدریج او به زهره آرمیدوز غم ابسال و عشق او رهید
چیست زهره‌؟ آن کمالات بلندکز وصول آن شود جان ارجمند
زان جمال عقل نورانی شودپادشاه ملک انسانی شود
با تو گفتم مجمل این اسرار رامختصر آوردم این گفتار را
گر مفصل بایدت فکری بکنتا به تفصیل آید اسرار کهن
هم بر این اجمال‌کاری این خطابختم شد والله اعلم باالصواب