بخش ۳۲ - در صفت حدت فهم و جودت نظم و نثر وی
لطف طبعش در سخن مو می شکافتلفظ نشنیده به معنی می شتافت
پیش ازان کش لفظ در گوش آمدیمعنیش در ربقه هوش آمدی
هر چه نظم از بحر طبعش یک گهرهر چه نثر از باغ لطفش یک ثمر
چون ثریا پایه نظمش بلندچون بنات النعش نثرش ارجمند
در لطایف لعل او حاضر جوابدر دقایق فهم او صافی چو آب
خط او چون خط خوبان دل فریبخوشنویسان زان چو عاشق ناشکیب
چون گرفتی خامه مشکین رقمآفرین کردی بر او لوح و قلم
جانش از هر حکمتی محفوظ بودنکته های حکمتش محفوظ بود
در ادای حکمت یونانیانگفتیش یونانیان نعم البیان