بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیست
از شه یونان حکیم تیزهوشکرد چون افسانه فرزند گوش
گفت شاها هر که او شهوت نرانددر غم محرومی از فرزند ماند
چشم عقل و علم کور از شهوت استدیو پیش دیده حور از شهوت است
هر کجا غوغای شهوت کرد زورمی برد از دل خرد از دیده نور
سیل شهوت هر کجا طوفان کندخانه اقبال را ویران کند
راه شهوت پر گل و لای بلاستهر که افتاد اندرین گل برنخاست
هر که یک جرعه می شهوت چشیدتا ابد روی خلاصی را ندید
زان می اندک به حرمت خوار شدکاندکش مستدعی بسیار شد
از می اندک چو یک جرعه چشیدر مذاق تو نشنید زان خوشی
آن خوشی در بینی ات گردد مهاردر کشاکش داردت لیل و نهار
تا نبازی جان به راه نیستینبودت ممکن کزان باز ایستی