گنج

بخش ۳۱ - حکایت آنچه رسول صلی الله علیه و سلم در حق آن زن بخیل گفته است

شد به پیش رسول بیوه زنیاز نهال قبول میوه کنی
وصف او کرد با رسول کسیزد ز اعمال خیر او نفسی
که همه روز روزه می داردهمه شب جز نماز نگذارد
لیکن از جود دست او بسته سترگ جانش به بخل پیوسته ست
گفت ختم رسل که دامن و جیبکاشش آلوده بودی از همه عیب
وز بخیلی نبودیش بستهدست از بذل مال پیوسته
هر کجا بخل فخر پی سپر استهر کجا جود عیبها هنر است