بخش ۷ - اشارت به تقسیم محبت به ذاتی و صفاتی و افعالی و آثاری
یا بود عشق منتشی از ذاتیا بود منبعث ز حسن صفات
یا ز افعال یا ز آثارشمی شمر منحصر درین چارش
عشق ذات آن بود که باشد دلسوی حق خالی از غرض مایل
باز یابد ز خویشتن طلبیکه نباشد معینش سببی
کششی خیزد از درونه جانکه عبارت ازان کشش نتوان
هم عبارت ازان بود کوتاههم اشارت در آن بود گمراه
گر بپرسی که کیست محبوبیتزین تک و پوی چیست مطلوبت
خوابت از چشم اشکبار که بردصبرت از جان بیقرار که برد
رو به ره داشت جان آگاهتچون فتادی ز ره که زد راهت
در جواب سؤال ماند لالدم نیارد زد از حقیقت حال
هر چه بر خاطرش شود ظاهرباشد از حسب حال او قاصر