بخش ۱۵ - پرسیدن پسر از سبب نقصان عشق عارف که عاشقق معنی بود به واسطه نقصان حسن صورت
روزی آن نوجوان به عارف گفتکای شناسای رازهای نهفت
چون تو را دل اسیر معنی بودعشق معنی ز صورت اولی بود
حسن معنی نمی شود سپریعشق آن باشد از زوال بری
عشق تو چون فتاد در کم و کاستخاطر تو ز من رمیده چراست
مرد عارف چو آن سؤال شنیداز جواب سؤال چاره ندید
گفت آنجا که جلوه معنیستوهم نقص و زوال را ره نیست
حسن او لایزال و لم یزل استعشق آن بی قصور و بی خلل است
هر که را زد جمال معنی راهدست تغییر ازان بود کوتاه
لیک معنی جز از لباس صورنشود جلوه گر بر اهل نظر
رخ ز هر صورتی که بنمایدبه جمال خودش بیاراید
جرعه حسن خود بر او ریزدحلیه خویش ازو درآویزد
عالمی مبتلای او گرددپایبند وفای او گردد
لیک هر یک به قدر همت خویشگیرد آیین عشق ورزی پیش