بخش ۹ - خطاب زمین بوس با ترغیب در رعایت رعایا و شفقت بر عموم برایا
ای به شاهی بلند آوازهکردی آیین خسروی تازه
دل تو نقد عدل راست محکنیست چون دال و لام ازو منفک
شد چو با عین عاطفت دل تومتصل عدل گشت حاصل تو
حق ز شاهان به غیر عدل نخواستآسمان و زمین به عدل بپاست
سلطنت خیمه ایست بس موزونکش بود راستی و عدل ستون
گر نباشد ستون خیمه به جایچون بود خیمه بی ستون بر پای
شاه باشد شبان و خلق همهرمه و گرگ آن رمه ظلمه
بهر آنست های و هوی شبانتا بیابد رمه ز گرگ امان
چون شبان سازگار گرگ بودرمه را آفتی بزرگ بود
لطف با گرگ کار بیخرد استمرحمت بر رمه به جای خود است
گرت افتد به مرحمت میلیرمه باشد به آن ز گرگ اولی