بخش ۱۰۹ - تمثیل
گفت روباه بچه با روباهکای ز مکر سگان ده آگاه
بازیی کن مراکنون تعلیمکه بدان از سگم نباشد بیم
گفت ازان بازیی نبینم بهکه تو در دشت باشی او در ده
چشم وی بر تو چشم تو بر وینفتد ور نه افتدت در پی
بکشد ور نه حق شود یاورپوستینت ز پشت و پوست ز سر