گنج

شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمت

بخدائی که فیض رحمت اوکرد از بند حرص آزادم
که من از خدمت چو تو مخدومتا به ناکام دور افتادم
نه دو دیده بخواب دربستمنه دهن را بخنده بگشادم