گنج

شمارهٔ ۶ - نکوهش فرستنده شراب بد

ای کریمی که دام منت راکرم و بخشش تو دانه ماست
بهمه وقت چون فرو مانیمکف زربار تو خزانه ماست
گر بخدمت همیرود تقصیرعفو و حلمست کان بهانه ماست
از تو ما را شکایتیست لطیفوان نه از تست از زمانه ماست
آنچه می بود کم فرستادیکه همه شهر پر فسانه ماست
لایق بخشش تو نیست ولیدر خور ریش ابلهانه ماست
اگر آنرا شراب شاید خواندچاه ما پس شرابخانه ماست