شمارهٔ ۱۲۶ - تحفه
ای شده فر شکوه مسندتهم جمال ملت و هم زین آن
بنده را دینیست بر انعام توچون بنگذارد سخایت دین آن
هر زمانم طعنه از دشمنیستکم جگرخون میشود ازشین آن
من نمیگویم مرا یک بدره دهیا مده هیچم ولی ما بین آن
تحفه آورده ام نزدیک تویا بهایش یا عوض یا عین آن