شمارهٔ ۱۱۷ - روزگار کرم
گذشت نوبت احسان و روزگار کرمچه وقت می بکند باز روز کار کرم
که خون گرفت دل اشتیاق پیشه مندر اشتیاق بزرگی و انتظار کرم
غبار بخل زصحن زمین بچرخ رسیدکجاست آخر یک ابر سیل بار کرم
منیر طلعت او سوسن ریاض املبلند همت او سرو جویبار کرم
زهی بعرض کریم تو ابتهاج ثنازهی ز کف جواد تو افتخار کرم