گنج

شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زر

گفتم چو بسته‌ام کمرِ بندگیِ توبهر میانِ خویش ز جوزا کمر خرم
در خاطرم نبود که بر خوان دولتتنان آنگهی خورم که به خونِ جگر خرم
لایق شناسی از کرم خود که بر درتمن جان به رایگان دهم و نان به زر خرم