گنج

شمارهٔ ۲۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رنمیگرفت۶ بیت
دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفتبا ما نفس نمیزد و ساغر نمیگرفت
در خشم رفته بود و ندانم سبب چه بودکان ماه لب بخنده زهم برنمیگرفت
در عذر صد ترانه زدم تاکند قبولآهنگ ازانچه بود فراتر نمیگرفت
چندین هزار لابه که کردم همی بدویک ذره خود دران دل کافر نمیگرفت
میگفتمش چه کرده ام آخر چه گفته امالبته نیک و بد سخن از سر نمیگرفت
من پیش او بعذر بیک پای همچو سرواو درگرفته بود و سخن در نمیگرفت