گنج

شمارهٔ ۱۶۲

قافیه: اهی۹ بیت
دوش در گلستان سحرگاهیپرده برداشت غنچه ناگاهی
چشم بلبل بر او فتاد از دورکرد ربی و ربک اللهی
گل بصد لطف گفت خندانشبرگ مهمان بساز یک ماهی
گفت نرگس فدای مقدم گلشکل این شش ستاره و ماهی
بهر گل دارم این ببار آریچه کند سیم؟ عمر کوتاهی
بر نرگس دوید بلبل و گفتکه تو بر لشگر چمن شاهی
عاشقی مفلسم حریف بدستوجه یک ماه چاره راهی
منم امروز از زر و سیمتوامخواهی برای دلخواهی
تا بآن عاشقیت آموزمتا کنم مطربیت گه گاهی