گنج

شمارهٔ ۷۳ - در وصف بنا و مدح خواجه رکن الدین

قافیه: س۱۷ بیت
ای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلسخم گشته زیر طاقت نه طارم مقرنس
ای درجوار قدرت این چنبر مدوروی در حریم جاهت این عالم مسدس
حیرت زده زحسنت این قبه مزخرفعاجز شده زنقشت این گلشن مقرنس
از نقش دلگشایت گوی زمین منقشوزعکس شمسه هایت روی هوا مشمس
ای سایه لطیفت بر سطح سقف میناوی پایه رفیعت بر سقف چرخ اطلس
ماه سپهر دین را از ذروه تو مطلعشاخ گل طرب را در ساحت تو مغرس
از بوسها زمینت چون آسمان مجدردوزاستلام خاکت چون سطح آب املس
گر رازچرخ خواهی از طرف بام بشنوور سر غیب خواهی از رای خواجه بررس
خورشید دین و دنیا کانبخش رکن دین کوستاز نقصها منزه وز عیب ها مقدس
صدری که از بزرگی وزرفعت مناصبجائی رسیده کانجا هرگز قدم نزد کس
گردون مگر بنامش زرمیزند از ان مانددینار ماه و خورشید اندر ازل مکاس
دربدو آفرینش چون عقل دید دستشگفت این بوجه روزی تا حشر خلق را بس
ابر ار ز بحر طبعش بر خاک قطره پاشدنرگس نروید اعمی سوسن نزاید اخرس
برجیس روز حکمش صف نعال بگزیدخورشید گفت برخیزاین نیست جا یهرخس
بردرگه جلالش نتوان رسید هرگزاینهرزه گرد گردون هرزه چه میدودبس
باد این بنای عالی فهرست عزورفعتواوراق عمر دشمن برکنده و مدرس
هر دیده کان گشاد ست آسیب چشم بدرابادا در آن تصرف منقارهای کرکس