گنج

شمارهٔ ۶۴ - خطاب بمنتجب الدین

اجل منتخب الدین اوحد الفقراکند قبول سلام و دعا برون زشمار
بغایتی بلقای تو آرزو مندمکه شرح دادن بعضی از آن بود دشوار
تو خویشتن زمی اندر کنار گیر از آنکگرفته حجره محروس دیگری بکنار
وگرت دست رسد درد گر صلت پیوندکه آن ستیره بیکبارگی گسست مهار
عنان بوقت نگهدار سخت و سست مگیرکه تا برون نکند سر زنیفه شلوار
تو سخت میکن و مرز آب میده و میروکه قلتبانی ازو در جوار باشد خوار
ولی تو تنگ مکن دل که در نخواهی ماندبهیچ جا بچنین کیر از چنان کفتار
نعوذ بالله ازین گفته خاکمان به دهنز طیبتی که درو واجبست استغفار