گنج

شمارهٔ ۹

دلبرا به زین توقّع بود بر الطاف تواز جهانت برگزیدم یار خود پنداشتم
چون ز بستان امیدت خار امّیدم دمیدلاجرم نومید گشتم بوستان بگذاشتم