گنج

شمارهٔ ۵۳۴

کدامین سرو چون بالاش باشدچه مه چون روی شهرآراش باشد
اگرچه سرو را نشو و نما هستنه همچون قامت رعناش باشد
اگرچه مهر و مه دارد فروغینگویم چون رخ زیباش باشد
مکرر گشت قند از پسته اوکه نی چون لعل شکّرخاش باشد
اگر عیسی دمی بر ما دمد دمنه چون انفاس روح افزاش باشد
کدامین طوطی خوش‌گوی باریبه گفتن پیش او یاراش باشد
چو زلف او بریده باد آن سربه دست او که نه در پاش باشد
به دل بندی و دل سختی چه گویمچه گفتن چون دل خاراش باشد
اگر دریای خون گردد جهانیکجا چون چشم خون پالاش باشد