گنج

شمارهٔ ۲۹۰

گر مرا میل تو باشد بی تکلّف دور نیستزآنکه در فردوس اعلی مثل تو یک حور نیست
نرگس شهلا اگرچه مست و شوخ و سرکشستدر سرابستان جان چون چشم تو مخمور نیست
گرچه عاشق هست بسیارت ولی چون من یکیخستهٔ دل بستهٔ سرگشتهٔ مهجور نیست
ای طبیب من چو دردم را تو درمانی بگوکز چه رو آخر تو را پروای این رنجور نیست
تا جدا گشتی ز چشمم ای دو چشم جان منبی رخ عاشق فریبت چشم دل را نور نیست
گر به تیغم می‌زنی یا جان ستانی حاکمیکیست کاو در عشق تو عاشق‌تر از منصور نیست
گرچه گشتم در جهان بسیار خوبان دیده‌امدر جهان خوبرویی به ز تو منظور نیست