گنج

شمارهٔ ۲۶۵

ای دل چو جهان به کام ما نیستشهباز وفا به دام ما نیست
وز شهد وصال آن دلارامجز زهر جفا به جام ما نیست
در هر خط عاشقان رویشدیدیم به دیده نام ما نیست
زآن توسنِ خوی یار تندستچون دور زمانه رام ما نیست
دریاب چو اختیار کارمامروز چو در زمام ما نیست
از صُبح وصال آن ستمگرزلف سیهش چو شام ما نیست
از چشم سیاه گوشه‌ای گیرچون کس چو مه تمام ما نیست