گنج

شمارهٔ ۲۱۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انست۷ بیت
چون دیده به دیدار تو مشتاق ز جانستای دیده چرا روی تو از دیده نهانست
گرچه تو ز ما فارغ و ما کشته به هجریملیکن همه شب یاد تواَم روح و روانست
انصاف ندارد دل سنگین نگارینکاو با دگران از دل و با مابه زبانست
گر بشنود آهی که کشم از دل محزونگوید به سر کوی من آخر چه فغانست
هرچند دعا گویمش او روی بتابدیارب ز دعای منش آخر چه زیانست
از ناله و فریاد چه حاصل دل ما راچون حال من خسته به پیش تو عیانست
با این همه تا سعی و توانست دلم راجان می دهد از بهر تو تا او به جهانست