گنج

شمارهٔ ۱۰۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: یراست۹ بیت
مرا دایم خیالت در ضمیر استمرا از روی خوبت ناگزیر است
نیامد جز خیالت در دو چشمماز آن رو کاو به غایت بی نظیر است
مرا صبر از رُخت دانی چه باشدچنان صبری که طفلان را ز شیر است
به بستان ملاحت سرو بسیارولیکن قد او بس دلپذیر است
دل و جان خواستم کردن نثارشدگر گفتم متاعی بس حقیر است
مرا با رویش از جنّت فراغستمرا با او مغیلان چون حریر است
صبا سوی من رنجور هجرانز مصر آمد مگر بوی بشیر است
جوانی در هوایش رفت بر بادهزارم درد دل از چرخ پیر است
بتا عمریست تا جان جهانیبه دام زلف دلبندت اسیر است