گنج

بخش ۷ - در سبب نظم کوش‌نامه

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۲ بیت
زمانه چو کارم دلارای کرددلم داستانی دگر رای کرد
یکی مهتری داشتم من به شهرکه از دانش و مردمی داشت بهر
جوانی که هر کس که او را بدیدهمی نام یزدان بر او بر دمید
به بالا چو سرو و به تن چون تَهَمْبه رخساره چون شیر و چون می بهم
سر آل یاسین و آل عبابنیزه‌ی علی، بوعلی مجتبا
مرا گفت اگر رای داری براینیکی داستان دارم از شاه چین
که هر کس که آن را بخواند به هوشبسی بهره بردارد از کار کوش
بدیدم من این نامهٔ سودمندسراسر همه دانش و رای و پند
بهاری، ولیکن ز باران دژمنگاری، ولیکن رسیده ستم
مگر یابم از کردگار جهانبه گیتی از این بیش چندین زمان
که از دانش این بهره پیش آورمهمه نامه در بیت خویش آورم
چو باغ بهاری بیارایمشز زنگارگون رنگ بزدایمش