گنج

بخش ۳۳۳ - کمر بستن منوچهر به کین ایرج

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۸ بیت
چنین تا برآمد بر این چند سالمنوچهر گردن بیاگند و یال
بسان یکی سرو شد ماه باربدو شادمانه دل شهریار
کمر بست بر کین ایرج به دردسپه را همه سالیان گِرد کرد
در گنج‌های نیا برگشادسپه را به دامن همی زر بداد
هزاران هزار و دو سیصد هزارفراز آمدش کارْدیده سوار
از ایران، وز هند، وز نیمروزهم از تازیان لشکری نیوسوز
به نوروز، روزی ببخشیدشانیکایک به آهن بپوشیدشان
روان شد سپاهش به کردار ابرچو آشفته پیل چو جنگی هزبر