بخش ۳۲۴ - بازگردانیدن سلم، ایرانیان و سپاه برادرش، تور را
بدو خلعت خسروانی فگندز تخت و کلاه و ستام و سمند
به ایرانیان داد بسیار چیزسپاه دگر را درم داد نیز
سپاه برادرْش را همچنینبسی چیز بخشید و کرد آفرین
سوی شاهِشان کرد یکسر گُسیروان شد ز درگاه او هر کسی
به خوبی فرستادشان نزد اویهمه کامگار و همه تازهروی
خود و لشکر روم و مردان کارگرفتند کوه کلنگان حصار
چنان هشت سالش نگه داشتندکه مرغ از بر کوه نگذاشتند
نشد خوردنی اندر او هیچ کمنه از هیچ رویی بر ایشان ستم
زمان تا زمان کوش تا مرز جنگز دریا برون آمدی چون نهنگ
یکی گوشهای لشکری بر زدیگهی تیغ و گه آتش اندر زدی
چو انبوه گشتی بر آن بر سپاهگرفتی سوی کشتی خویش راه
ز دریا شدی باز بر تیغ کوهشد از کوش، سلم دلاور ستوه