بخش ۱۰۶ - کوش پیلدندان، نوشانِ بهمرد را به وزارت برمیگزیند
به چین اندرون کوش سر برفراختهمه کارها را به آیین بساخت
یکی نیکدل بود با نام و کامکه نوشانِ بهمرد بودیش نام
ز بهمرد دستور کوش مهیننیامد پسر داشتی جز همین
چو هر دو پدر را جهان دور کردپسر مر پسر را به دستور کرد
به نوشان چنین گفت کز ناگزیربه درگاه شاه جهان راه گیر
ز من نامهای بر به شاه جهانبه پیش آشکارا و رازش نهان
نگه کن که با ما چه دارد به دلنباید که گردم به رویش خجل
ببوسید نوشان به پیشش زمینمنم گفت فرمانبر شاه چین