گنج

شمارهٔ ۵۷ - بامداد

۱۱ بیت
صبحدم کاین مرغ گیهان آشیانبال بگشاید فراز کوهسار
پنجه و منقار نورافشان اوپرده شب را نماید تار و مار
در چمن پروانه عاشق منشآن گل جان دار خوش نقش و نگار
از غلاف پیرهن آید برونپیرهن بر تن درد از عشق یار
بر پرد زین گل به آن گل شادمانبوسد این را غبغب و آن را عذار
**********
همچنان آن طفلک شیرین زباندر لطافت آمده چون گل به بار
سالم و سرخ و سفید و چاق و گردبا دو چشم چون ستاره نوربار
همچو گوهر کز صدف آید برونآید از شادیچه بیرون شادخوار
بنگرد بر گلبنان خانگیبال بگشاید همی پروانه وار
دست مادر بوسد و روی پدراین در آغوشش کشد آن در کنار