شمارهٔ ۵۲ - هجو حاکم
این حاکم بی عُرضه به ما اهل خراساندردی نفرستاد و دوا نیز نبخشید
گویند که از فرط لئامت به همه عُمردر راه خدا نان به گدا نیز نبخشید
تنها نه از او خلق خدا خیر ندیدندتقصیر کسی را به خدا نیز نبخشید
راضی به عَبایی شدم از همّتِ عالیشبا همّتِ عالیش عبا نیز نبخشید