گنج

شمارهٔ ۵۱ - فقیه

نشسته بود فقیهی به صدر مجلس درسبجای لفظ عَن اندر کتاب خود من دید
قلم تراش و قلم برگرفت و مَن عَن کردسپس که داشت درآن باب اندکی تردید
یکی ز طُلاب این دید و گفت با دگرانجناب آقا عن کرد، جمله عن بکنید!